تبلیغات

تبلیغات تبلیغات

جستجو در سایت

دلتنگی یک معلم برای دانش‌آموزانش +عکس-باکس تم

چهار شنبه 22 می 2019 0 نظر - موضوع : اخبار

یک خانم معلم در اینستاگرام دلتنگی خود از دانش آموزانش را اینگونه بیان کرد.
تمام شد؛ سال تحصیلی را می‌گویم.
دیروز آخرین روز کلاس‌ها بود و یکسال دیگر هم گذشت.
آخرین زنگ با هشتم‌ها کلاس داشتم. شعری که باید هرکدام حفظ می‌کردند را برایم خواندند، شعرهایی با انتخاب خودشان.
زنگ را که زدند دلم گرفت، یکی در ذهنم گفت وقتت تمام شد خانم معلم، دیگر زمانی برای جبران نداری
انگار کسی سینه‌ام را می‌فشرد؛ نمیدانم چرا! حالی که داشتم برای خودم هم عجیب بود.

بچه‌ها خداحافظی کردند؛ در آغوششان کشیدم و حرف‌های روتین موقع خداحافظی را برایشان تکرار کردم که “امیدوارم امتحان‌ها را خوب بدهید و تابستان خوبی داشته باشید و شب‌های قدر دعا کنید و چه و چه” در دلم ولی آشوب بود. حال مادری را داشتم که دخترکانش را به خانه بخت می‌فرستد و هم خوشحال است و هم غمگین.

شعر قیصر را روی تخته‌شان نوشتم تا چهارشنبه که برای اولین امتحان می‌آیند بخوانند و بدانند “ناگهان چه زود دیر می‌شود”
به نیمکت‌های خالی نگاه کردم، آفتاب مهمان کلاس شده بود و نور بود و نور…
بچه‌ها رفته بودند و هیچ هیاهویی نبود. مدرسه آرام گرفته بود، دل من نه.

رفتم حیاط؛ خاک‌انداز هنوز بالای درخت بود! ظهر بود که صدای جیغ و خنده هفتمی‌ها حیاط را برداشته بود، تا من را دیدند شروع کردند به شرح واقعه که اول توپ را انداختیم و ماند بین شاخه‌ها، خواستیم با جارو بیاوریمش که جارو هم بین شاخه‌ها گیر کرد، بعد نوبت خاک‌انداز شده بود و بعد جارودستی؛ خنده‌دار بود واقعاً.
نردبان آورده بودند که بروند بالا و شاهکارهایشان را پایین بیاورند ولی ناظم اجازه نداده بود؛ دخترک درونم، همان که زمان مدرسه یکسره در حال بالا رفتن از درخت و دیوار و نردبان بود، بدون اینکه برایش مهم باشد حالا معلم مدرسه است نه دانش‌آموز از نردبان بالا رفت و غیر از خاک‌انداز که دستش نمی‌رسید، توپ و جاروها را پایین آورد و بچه‌ها ذوق‌زده تشویقش کردند؛ حالا خاک‌انداز مانده بود همان بالا

به حیاط خیس نگاه کردم. زنگ آخر را با آب‌بازی خاطره ساخته بودند. آنقدر که مانتوهایشان غرق آب شده بود و درآورده بودند و حالا گوشه و کنار حیاط چند مانتو خیس مانده بود! با چه رفته بودند خانه، نمیدانم🙂
در حیاط راه رفتم؛ در راهروها راه رفتم، در اتاق معلم‌ها نشستم؛ آرام برای خودم چند بیت از حافظ را زیرلب زمزمه کردم و فکر می‌کردم.
به اینکه معلمی را از همه شغل‌هایی که در این دوازده سال داشته‌ام، بیشتر دوست دارم یا نه؟ چه شد که مسیرم را تغییر دادم؟ از جایگاهی که دارم راضی‌ام؟ نکند چند سال بعد پشیمان شوم؟

گمانم باید بیشتر با خودم بخوانم «ربنا افرغ علینا صبرا و ثبت اقدامنا»

ادامه مطلب...

ادبیات جنگ توسط مخاطبانش مدیریت می‌شود/ تب خاطره‌نگاری بالاست-باکس تم

چهار شنبه 22 می 2019 0 نظر - موضوع : اخبار

به گزارش مشرق، کلاته ضمن بیان انتقاداتی نسبت به جریان فعلی ادبیات دفاع مقدس و پایداری که منحصر رواج یک حوزه خاص از ادبیات این حوزه شده، می‌گوید ادبیات جنگ دارد توسط مخاطبانش مدیریت می‌شود و پرداختن زیاد به آن نوع خاص، به‌دلیل سلیقه مخاطبان است. این پژوهشگر علاوه‌بر این معتقد است در سال‌های اخیر و دوره فعلی، در زمان بالا بودن تب خاطره‌نگاری در زمینه ادبیات دفاع مقدس و پایداری به سر می‌بریم.

در ادامه مشروح گفتگو با این پژوهشگر ادبی دفاع مقدس را می‌خوانیم:

* آقای کلاته چندی پیش که با هم صحبت می‌کردیم، حرف‌هایی درباره این‌که هنوز زمان رمان‌نوشتن از شخصیت‌ها یا اتفاقات ویژه دفاع مقدس نرسیده و در حال حاضر در دوران خاطره‌نویسی جنگ به سر می‌بریم، داشتیم. بیایید به این موضوع بپردازیم.

این حرف شاید در نگاه اول صحیح به نظر نیاید، چون به هر حال اشکالاتی به آن وارد است؛ یعنی این‌که بگوییم الان دوره خاطره‌نویسی است و دوره رمان نشده است. باید این حرف را به این صورت اصلاح کنیم که در دوره تب خاطره‌نویسی قرار داریم. چون آدم‌های جنگ، رزمنده‌ها و خانواده‌هایشان هنوز زنده هستند. همان‌طور که می‌دانید در این زمینه، هنوز خیلی از خاطرات، وقایع و آدم‌های جنگ، ناگفته و نانوشته مانده است و دیگر داریم کم‌کم به سمتی می‌رویم که این خاطرات یا به دست فراموشی سپرده می‌شوند و یا آدم‌های صاحب خاطره از بین می‌روند.

به‌هرجهت در حال حاضر در دوره تب خاطره‌نویسی جنگ هستیم. قطعاً زمانی که یک ژانر یا یک نوع نگاه در ادبیات غالب شود، باقی ژانرها را مغلوب می‌کند. اما در زمینه رمان درباره آدم‌ها یا وقایع جنگ، به نظرم می‌رسد که به این موضوع می‌شود، در نسبت با واقعیت پرداخت. یعنی زمانی‌که در دوران تب خاطره‌نویسی به سر می‌بریم و آدم‌های جنگ هم هنوز زنده‌اند، واقعیت _ یعنی آن چیزی که اتفاق افتاده _ هنوز جایگاه اساسی و پررنگی دارد و رمان باید خودش را در نسبت با این واقعیات بسنجد و تعریف کند. خب می‌دانیم که رمان درباره شخصیت‌ها و واقعه‌ها مثل ماجرای خاطره‌نویسی یا مستندنگاری نیست و درصد قابل توجهی از تخیل را همیشه با خود دارد.

* در زمینه رمان‌نویسی و خلق ادبی درباره سال‌های جنگ چندان موفقیتی نداشته‌ایم. به‌نظرتان علتش چیست؟

البته شاید نظر یک رمان‌نویس جنگ در این باره چیز دیگری باشد. اما من فکر می‌کنم علت این‌که بعضی در رمان‌ها حالت کلی مثل آثار خاطره‌نگاری موفق نبوده‌اند و یا اصلاً نویسندگان کمتری به این سمت رفته‌اند، پیدا نکردن یک نسبت خوب و منطقی بین خیال‌پردازی و واقعیت باشد. بگذارید به این نکته هم اشاره کنم که درباره آدم‌های سرشناس جنگ، اصلاً رمان به معنای واقعی کلمه بسیار کم داریم و خیلی از کتاب‌هایی که با این عنوان چاپ شده‌اند، در واقع خاطرات و تاریخ شفاهی هستند نه رمان. به‌هرحال آن‌جاهایی که دیده‌ایم نویسنده‌ای رمانی درباره یکی از شخصیت‌های جنگ نوشته و دچار مشکل شده، به نظرم علتش این بوده که نتوانسته یک نسبت خوبی بین خیال‌پردازی‌اش و آن‌چیزی که واقعاً رخ داده، برقرار کند. این‌جاست که این‌دو به هم می‌خورند و اصطکاک به وجود می‌آید؛ یعنی جایی که نویسنده نسبت به برخی واقعیت‌های مهم شخصی و شخصیتیِ یک آدم جنگ، چشم‌پوشی می‌کند.

تعبیری که الان در این زمینه به ذهنم می‌رسد، واقعیت‌های شخصی و واقعیت‌های عمومی است. ما می‌توانیم درباره جنگ یا آدم‌هایش رمان بنویسیم اما نمی‌توانیم و به نوعی شاید اجازه نداشته باشیم که از واقعیت‌های شخصیِ موضوع رمان‌مان عبور کنیم و آن را در نظر نگیریم. یعنی نمی‌شود درباره عملیات خیبر بنویسیم اما منطقه عملیات را بدون آب و نیزار به مخاطبمان نشان بدهیم یا در به تصویر کشیدن مراحل عملیات، چیزی خلاف واقع بگوییم. نمی‌شود درباره حاج احمد متوسلیان رمان نوشت؛ بدون این‌که به نقاط عطف زندگی این شخصیت توجه کرد. به‌نظرم وقتی بناست درباره شخصیت یا واقعه رمان بنویسیم، این واقعیات شخصی یا واقعیت‌های عمومی را باید به رسمیت شناخت.

* یعنی می‌گوئید برای عنصر تخیل در رمان‌نویسی باید یک حد و مرزی قائل شد!

در رمان‌نویسی برای امری که ما به ازای حقیقی و بیرونی دارد، بله. یعنی اصولی را رعایت کنیم و مرز خیال را تا جایی جلو ببریم که به واقعیت‌های شخصیت و واقعیت‌های عمومی موضوع رمان، لطمه نخورد. یک محکماتی برای هر شخصیت یا واقعه‌ای لازم است که نباید دست بخورند.

* و احتمالاً امانت‌داری لازم است!

امانت‌داری که لازم است اما نه آن‌قدر سفت و سخت که نویسنده نتواند از تخیل‌اش استفاده کند. ببینید، فرازهایی از زندگی شخصیت یا فرازهایی از اتفاقات عملیات وجود دارد که آن شخصیت یا آن واقعه به آن‌ها شناخته می‌شوند. یعنی نشانه‌های آن شخص یا اتفاق هستند. این نشانه‌ها هستند که باید حفظ شوند و مرز خیال به حیطه‌شان وارد نشود.

* برویم سراغ سختی‌هایی که احتمالاً هنگام تهیه اسناد و مدارک کتاب‌ها و پژوهش‌هایشان داشته‌اید!

پیش از این‌که بخواهم به این مساله بپردازم، اجازه بدهید به یک نکته مهم اشاره کنم. من فکر می‌کنم این روزها ادبیات دفاع مقدس دارد توسط مخاطب مدیریت می‌شود. به این‌صورت که بازار و ذائقه مخاطب ما به سمت خاطرات شفاهی با یک فرم و قالب مشخص رفته است. مقدار زیادی هم به سمت روایت‌های زنانه به مقوله جنگ رفته است. چنین وضعیت احتمالاً خوبی‌ها و بدی‌هایی به همراه دارد. رویکردی که اشاره کردم، دارد همه‌جا تبلیغ می‌شود؛ هم در ادبیات دفاع مقدس هم ادبیات مربوط به مدافعان حرم.

* مشکل این وضعیت از نظر شما چیست؟

ببینید، در دسترس‌ترین اتفاق می‌تواند گرفتن خاطرات شفاهی یک نفر باشد. به‌ویژه کارهایی که مربوط به خاطرات همسران و گاهی مادران شهدا می‌شود. خب ما واقعه‌ای به نام دفاع مقدس داریم که مربوط به جنگ ۸ ساله با عراق می‌شود با تمام ابعادش و همچنین حضور نظامی ایران در خارج از مرزهایش که تحت عنوان کلی مدافعان حرم شناخته می‌شود. مسئولیت ادبیات در این دو عرصه می‌تواند ابعاد گوناگونی داشته باشد اما ماجرای کتاب‌های مربوط به همسران شهدا این روزها تبدیل به موجی شده که هم مخاطبان ما سوار بر آن هستند؛ هم نویسندگان و هم ناشران. و این وضعیت دارد به ادبیات جدی جنگ آسیب می‌زند.

مشکل این‌جاست که ما باید همه وجوه جنگ را در نظر داشته باشیم. ادبیات، ملتزم دیدن همه وجوه جنگ و مدافعان حرم است نه یک بخش‌اش. این یک مساله است. ببینید من هم پیش‌تر درباره نگاه مادرانه به جنگ نوشته‌ام و همین‌الان هم یک کار جدیدم درباره روایت همسر یک شهید انقلاب در مرحله تحقیق است. یعنی نمی‌خواهم بگویم این نگاه به جنگ نباید باشد. اما این روزها تبدیل به سکه رایج بازار ادبیات جنگ شده است و این به نظرم یک خطر است. چون مخاطب دارد نویسنده و ناشر را به یک سمت خاصی می‌برد. یک مساله دیگر هم که ناشی از این مشکل است، این است که چرا نویسندگان ما به سمت ادبیات عمیق و جدی جنگ نمی‌روند.

در بحث آن سختی که شما گفتید، باید بگویم در زمینه پرداختن به وجوه مختلف جنگ، متأسفانه استفاده از اسناد کمتر در دستور کار قرار گرفته و دارد.

* چرا؟

به دو دلیل؛ یکی این‌که سال‌هاست دارندگان این اسناد _ که خیلی از مراکز رسمی هستند و جمع‌آوری سندها به عهده‌شان بوده _ در سال‌های اول پس از جنگ، به دلایل امنیتی و این اواخر هم به دلیل کج‌سلیقگی و شاید سیستم‌های بی‌انگیزه اداری و بی‌برنامگی، آن‌ها را به جامعه محقق ارائه نداده‌اند. دلیل دوم این است که جامعه محقق و نویسندگان ما هم کمتر از این مساله استقبال کرده و کمتر سراغ اسناد رفته‌اند. این را به‌طور خاص در زمینه زندگی‌نامه‌نویسی و تاریخ جنگ در شاخه مهم کارنامه عملیاتی یگان‌ها می‌گویم. خب، غیر از لشگر ۲۷ کدام‌یک از لشگرهای دیگر جنگ به طور جدی سراغ تهیه و انتشار کارنامه عملیاتی رفته‌اند؟

* می‌خواهید بگویید نرفته‌اند؟

تقریباً بله. گویی برخی محقق‌های ما انگیزه رفتن به دنبال اسناد و مدارک را نداشته‌اند. نمی‌دانم کفه کدام عامل سنگین‌تر است؛ مسئولین یا محققان! اما به هر حال این اتفاق افتاده است؛ هم در بحث زندگی‌نامه‌نویسی هم کارنامه یگان‌های رزم. به‌جز لشگر ۲۷، تنها چند لشگر معدود و پراکنده آن‌هم در حد کارهای تک یا دوجلدی کار کرده‌اند. زندگی‌نامه‌نویسی طی سال‌های گذشته تبدیل به شغل و زندگی من شده است. با حساب تجربه همین سال‌ها و رصدی که کرده‌ام می‌گویم که نویسندگان ما کمتر از انواع و اقسام اسناد و مدارک استفاده کرده‌اند. یعنی به کمترْ سندِ خوب و دسته‌اول در زندگی‌نامه‌ها یا کتاب‌های جنگ برمی‌خوریم.

* شما خودتان هنگام رجوع به آرشیو اسناد و مدارک، هیچ‌وقت مشکلی نداشتید؟ مثلاً مسئولی مانع‌تان شود یا دنبال سندی باشید که در اختیارتان قرار ندهند!

به‌نظرم من مثال خوبی برای این مشکل نیستم. چون به دلیل موقعیت شغلی‌ام مسئول ادبیات و تحقیقات مؤسسه‌ای هستم که دسترسی خوبی به این اسناد دارد. بنابراین وضعیت خودم را نمی‌توانم به دیگران تعمیم بدهم. اما می‌دانم که عموم نویسندگان با مشکل روبرو هستند. یعنی حتی اگر مسئولان بنا را بر این نگذاشته باشند که از دادن اسناد امتناع کنند، حداقل مشکلات و سستی‌های اداری این وسط وجود دارد. شاید یکی از دلایلی که نویسندگان برای این کار، کم‌انگیزه یا بی‌انگیزه هستند، همین باشد. چون طی سال‌های گذشته همواره به در بسته خورده‌اند.

* کارهای تحقیقاتی و پژوهشی شما در کار آماده‌کردن کتاب «در هیاهوی سکوت» چه‌طور بود؟

در کتاب زندگی‌نامه شهید ورامینی، کمک و پشت‌گرمی‌ام به افراد پیشکسوتی چون گلعلی بابایی، حسین بهزاد و محمود امینی را داشتم. آقایان بابایی و امینی که از پیشکسوت‌های لشگر ۲۷ هستند و به منابع لشگر آشنایی دارند از یک طرف کمک‌ام کردند و از طرف دیگر، آقای بهزاد هم کمک و تشویق زیادی کرد. به‌این‌ترتیب با کمک این ۳ نفر، توانستم بعضی از مصاحبه‌های حاج عباس ورامینی را که در منابع نشر ۲۷ موجود بود، پیدا کنم؛ البته بیشتر می‌شود گفت منابع حفظ آثار سپاه تهران.

* این مصاحبه‌ها مکتوب بودند یا صوتی؟

من به مصاحبه‌هایی رسیدم که پیش‌تر منتشر نشده بودند. البته یک‌سری از مصاحبه‌ها منتشرشده و مکتوب بودند اما تعدادی از آن‌ها در قالب نوار صوتی بود. تعدادی هم بودند که پیاده‌سازی شده بودند اما کیفیت این پیاده‌سازی اصلاً مطلوب نبود. به همین‌خاطر دوباره آن‌ها را روی کاغذ آوردم. نوارها را گرفتم، گوش دادم و تنظیم‌شان کردم. یک سری اسناد دیگر هم بود که به‌صورت اتفاقی از مرکز حفظ آثار سپاه تهران پیدا کردم که البته مرکز مذکور هم بعضی از این سندها را از مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس گرفته بود. این‌ها اسناد مهمی بودند؛ بی‌سیم‌ها، جلسات فرماندهی یا مصاحبه‌هایی با فرماندهان در عملیات‌هایی چون والفجر مقدماتی، یک و چهار که تا کنون منتشرنشده و یا عموماً بد پیاده شده بودند. کار سختی بود؛ این‌که محقق حوصله کند و مطالبی را که به بدی پیاده‌سازی شده‌اند، چندین دفعه بخواند، بررسی کند و اگر به نتیجه نرسید، صوت آن را دوباره پیاده‌سازی کند. این کار زمان و انرژی زیادی می‌گیرد. خواندن جملاتی که گاهی هیچ معنایی از آن‌ها استنباط نمی‌شود، آزاردهنده بود. یک بخش اسناد هم مربوط به گزارش عملیات‌ها و یادداشت‌های راوی‌ها بود که از جمله منابع اصیل و معتبر بودند.

* در میزگرد بررسی کتاب «شراره‌های خورشید» به مساله راوی‌ها پرداختیم اما بگذارید از شما هم بپرسم که این راوی‌ها که اسم‌شان مرتب مطرح می‌شود، چه کسانی بوده‌اند؟

تا جایی که اطلاع دارم، راوی‌ها کسانی بودند که دفتر سیاسی سپاه در آن‌زمان به‌عنوان یک‌سری نیروی بااستعداد و نخبه از دانشگاه‌ها جذب کرد تا برای ثبت و ضبط اسناد جنگ در کنار فرماندهان یگان‌ها حضور پیدا کنند. این افراد باید دیده‌ها، شنیده‌ها، مکالمات بی‌سیم و وقایع و اتفاقات دیگر را ثبت می‌کردند. پیش از عملیات و پس از آن، در جلسات شرکت می‌کردند و با اشرافی که روی مسائل داشتند، با فرماندهان و حتی نیروهای پایین‌دست لشگر مصاحبه می‌کردند. گرفتن گزارش عملکرد و حتی گفتگوهای چالشی از وظایف این راوی‌ها بوده است. رهاورد کار این افراد شد اسناد دسته‌اولی که از آن روزگار باقی مانده است.

* این افراد احتمالاً باید گزینش‌شده و مورد تائید بوده باشند. درست است؟

حتماً این‌طور بوده و خیلی هم خوب مدیریت می‌شدند. یعنی پشت این کار راوی‌ها یک فکر و تیم قوی وجود داشته حتماً. به همین دلیل هم هست که اسناد دسته‌اول بسیار نابی از آن موقع باقی مانده است.

* این راوی‌ها هنوز هستند؟

بله برخی از آن‌ها هنوز هستند و خب برخی هم در همان سال‌های جنگ شهید شدند. آن‌هایی که شهید نشدند، هنوز در دسترس‌اند. بگذارید یک مثال از کار تحقیق فیلمنامه فیلم «ایستاده در غبار» بگویم. این راوی‌ها همیشه در یک دست دفترچه یادداشت و در دست دیگر ضبط‌صوت داشتند. برای کار تحقیق و پژوهش فیلمنامه فیلم مذکور، من نوارهایی گوش دادم که صوت‌هایی از حاج احمد متوسلیان را در خود داشتند. یکی از این نوارها، مربوط به مقطعی است که حاج‌احمد در بی‌.ام.پی نشسته و دارد به سمت معرکه جنگ و خاکریز می‌رود. البته کیفیت صدا در برخی لحظات خیلی بد بود و نمی‌شد متوجه شد چه می‌گوید. اما در بعضی از لحظات نوار هم بود که صداها وضوح داشت و افراد نشسته‌اند و دارد حرف می‌زنند؛ یا در حال راه‌رفتن هستند و گفتگو می‌کنند. یعنی این راوی که همراه حاج احمد متوسلیان بوده، پا به پایش راه می‌رفته، می‌نشسته یا می‌دویده.

* با وجود این پابه‌پا رفتن یا چسبنده بودن راوی‌ها، فرماندهان عصبانی نمی‌شده‌اند؟

(می‌خندد) بله این هم پیش می‌آمده حتماً. البته این را دیگر خودم در نوار نشنیدم و روایتش را از دیگران شنیده‌ام که فرمانده‌ها گاهی از دست این راوی‌ها خیلی معذب می‌شده‌اند. درباره راوی‌ها و استفاده از روایت‌هایشان در کتاب «در هیاهوی سکوت» می‌توانم یک مثال مهم برای شما بزنم. من بخش‌های مربوط به ۴۸ ساعت آخر عمر شهید ورامینی را با استفاده از یادداشت‌های راوی نوشتم. این راوی، در واقع راوی شهید همت بود که جایی اشاره کرده ورامینی و اکبر زجاجی رفتند فلان‌جا. یعنی حاج‌همت آن‌ها را فرستاد که بروند با یگان مجاور صحبت کنند. من در کنار یادداشت‌ها و مشاهدات این راوی بود که اسم ورامینی را دیدم و اصطلاحاً رد او را زدم و خط سیری از او کشف کردم. یعنی فهمیدم در فلان‌ساعت‌ها کجاها بوده است. این اتفاق چندین‌مرتبه رخ داد و در حالی‌که اصل روایت مربوط به فرمانده لشگر بود، حضور افراد دیگر را در روایت دیدم و از آن استفاده کردم.

* یعنی شهید ورامینی از این راوی‌ها نداشته؟

تا جایی که اطلاع دارم، این راوی‌ها با فرمانده ارشد بوده‌اند. گاهی ممکن است یک فرمانده دو راوی هم داشته باشد چون دیده‌ام که از یک اتفاق، دو روایت وجود دارد اما در کل غیر از فرمانده‌لشگر ندیده‌ام که فرماندهان راوی داشته باشند.

* پس شما برای نوشتن درباره شهید ورامینی، راوی مستقیم نداشتید!

بله نداشتم. راوی مشغول روایت اتفاقات دور و اطراف شهید همت و حرف‌های اوست که من در کنارش ورامینی را می‌بینم. این ردگیری را حتی در مقطع پس از شهادت ورامینی هم داشتم. یعنی راوی تا جایی از روایتش نوشته، تا اینجا کسی از شهادت ورامینی خبر نداشت و اینجا بود که همه فهمیدند چه شده است.

ادامه مطلب...

کشته شدن ۱۵۰ تروریست جبهه النصره در جنوب ادلب-باکس تم

چهار شنبه 22 می 2019 0 نظر - موضوع : اخبار

به گزارش مشرق، وزارت دفاع روسیه امروز چهارشنبه با صدور بیانیه‌ای خبر داد که ۱۵۰ نفر از عناصر تروریستی «جبهه النصره» در جنوب ادلب از پای درآمدند.

به گزارش پایگاه اطلاع‌رسانی نظامی ارتش سوریه، در این بیانیه آمده است که سه تانک تروریست‌ها و ۲۴ خودروی آنها منهدم شدند.

بیشتر بخوانید:

جبهه النصره برای سناریوی شیمیایی جدید آماده می‌شود

ریف شمالی حماه نیز از دوشنبه هفته جاری شاهد درگیری سنگین عناصر مسلح و نیروهای ارتش سوریه است که طی دو روز گذشته،۳۰ تروریست کشته و ۱۲ خودروی آنها منهدم شدند.

خبرگزاری اسپوتنیک در این رابطه به نقل از یک منبع نظامی سوریه گزارش داد که «عناصر تروریستی وابسته به دو گروهک “جیش العزه” و”حراس الدین” صبح دوشنبه حمله شدیدی را علیه پایگاه‌های ارتش سوریه در محور الحمامیات در ریف شمالی حماه انجام داده بودند».

منبع مذکور که نخواست نامش فاش شود،گفته که «نیروهای ارتش سوریه نیز به این حمله تروریست‌ها واکنش سختی به مدت شش ساعت نشان دادند؛ به طوری که بیش از ۳۰ نفر از عناصر تروریستی کشته و ۱۲ خودروی آنها نیز منهدم شد».

در جریان مذاکرات صلح سوریه در شهریور سال گذشته در آستانه پایتخت قزاقستان، توافق شد که تحت نظارت کشورهای ایران، روسیه و ترکیه، چهار منطقه در سوریه، مشمول توافق کاهش تنش قرار بگیرد که شامل جنوب سوریه، ریف دمشق، ریف حمص و حماه و بخشی از حلب، و استان ادلب است. طبق این توافق ترکیه ۱۲ پست دیده‌بانی و ایران و روسیه مجموعا هشت پست دیده بانی در ادلب ایجاد کردند. ترکیه تعداد نقاط دیده‌بانی خود را به ۲۰ مرکز افزایش داده است.

این توافق تا کنون بارها از سوی گروههای تروریستی نقض شده به خصوص از سوی جبهة النصره که تحت اجبار ترکیه تن به آن داده بود. ادلب آخرین منطقه تحت اشغال تروریست‌ها در سوریه محسوب می‌شود.

ادامه مطلب...

اعلام نظر شورای نگهبان به لاریجانی درباره استانی شدن انتخابات-باکس تم

چهار شنبه 22 می 2019 0 نظر - موضوع : اخبار

به گزارش مشرق، عباسعلی کدخدایی قائم مقام دبیر شورای نگهبان قانون اساسی طی نامه‌ای خطاب به رئیس مجلس شورای اسلامی، نظر این شورا در خصوص طرح اصلاح موادی از قانون انتخابات مجلس را اعلام کرد.

بیشتر بخوانید:

رقابت فراکسیون‌های مجلس برای صندلی شماره یک

طی این نامه، شورای نگهبان نظر خود را در ۲۹ بند که شامل مغایرت این طرح با قانون اساسی، مغایرت با شرع، ابهام، تذکر اصلاحی و همچنین نظر هیئت عالی نظارت مجمع تشخیص مصلحت نظام است اعلام کرده است.

ادامه مطلب...

تکذیب شایعات تجارت شکر و ارتباط با «مدلل» توسط دفتر آیت‌الله مکارم شیرازی-باکس تم

چهار شنبه 22 می 2019 0 نظر - موضوع : اخبار

به گزارش مشرق به نقل ازدفتر آیت‌الله مکارم شیرازی، در پی انتشار مجدد شایعات تکراری و دروغین در مورد آیت‌الله مکارم شیرازی نامه‌ای از سوی جمعی از ارادتمندان معظم له به دفتر رسیده است که به همراه پاسخ دفتر معظم له تقدیم مخاطبین گرامی می‌شود:

متن نامه دریافت شده:

باسمه‌تعالی

مدیریت محترم دفتر حضرت آیت‌الله‌العظمی مکارم شیرازی مدظله‌العالی

ضمن عرض سلام و ابراز ارادت

همان‌گونه که مستحضر هستید مدتی قبل وزیر امور خارجه ایالات متحده آمریکا در سخنانی مضحک مدعی شده بود که آیت‌الله‌العظمی مکارم شیرازی در تجارت شکر فعالیت داشته و از این راه منافع مالی بسیاری تصاحب کرده‌اند لذا خواهشمند است با توجّه به بحث‌های مکرّر، شایعات و مطالب دروغین فراوانی که در مورد کارخانجات خیالی تحت اختیار معظم له و تصاویر مربوط به صورت‌جلسه تعیین میزان سهام شرکت قند دزفول که برخی آن را سندی برای دست داشتن ایشان در امور اقتصادی می‌پندارند و همچنین داستان دروغین فردی به نام مدلّل که او را داماد معظم له معرفی می‌کنند در صورت صلاحدید جهت تنویر افکار عمومی پاسخ بفرمایید.

متن پاسخ ارسال‌شده:

باسمه‌تعالی

با اهدا سلام و تحیت

این سخنان کذب محض است و بارها این مسائل را تکذیب کرده‌ایم. نه یک سهم از کارخانه‌ای در اختیار آیت‌الله‌العظمی مکارم شیرازی است و نه یک گرم شکر.

در مورد تصاویر منتشر شده نیز مسئله این است که بیش از بیست سال قبل جمعی از خیرین سهامی از آن کارخانه را برای حوزه علمیه خریداری کردند. بعد از مدت کوتاهی که دیدند نمی‌توانند مشکلات را برطرف کنند آن را به دیگران واگذار کردند و وجه آن برای ساختن مسجد، مدرسه و خانه عالم در مناطق محروم مصرف شد و معظم له یک ریال از آن را در اختیار نداشته و ندارند و این مسئله در همان زمان (بیش از بیست سال قبل) خاتمه یافته است.

بیشتر بخوانید:

واکنش آیت‌الله مکارم به اتفاقات اخیر در برخی مدارس تهران

در مورد فردی بنام مدلل، باید توجه داشته باشید که آیت‌الله‌العظمی مکارم شیرازی نامبرده را ندیده و نمی‌شناسند و هیچ‌گونه رابطه‌ای با نام‌برده نداشته و ندارد و به‌طور کلی در خانواده و اطرافیان معظم له هیچ فردی مرتبط با این فرد و سایر امور مطرح شده در نامه وجود ندارد.

توجه داشته باشید که کسانی که نه ایمان دارند و نه وجدان از تکرار دروغ‌های خود ابا ندارند و این نشانه بی‌ایمانی، بی‌تقوایی و نداشتن شرافت انسانی است.

عجیب آنکه این شایعات و دروغ‌ها تا آنجا پیش رفته که وزیر امور خارجه آمریکا هم این دروغ را تکرار کرده است، البته این دروغ‌های مضحک سبب می‌شود که همه آزاداندیشان دنیا نسبت به خبرهای آنها بی‌اعتماد شوند و در دام توطئه‌های آنها گرفتار نشوند.

ادامه مطلب...

صدور حکم متهمان موسسات مالی-باکس تم

چهار شنبه 22 می 2019 0 نظر - موضوع : اخبار

به گزارش مشرق، پرونده موسسات مالی البرز ایرانیان، ولیعصر (عج)، آرمان و فردوسی، چهار متهم به نام‌های امیرحسین آزاد فرزند علی‌محمد، حسن قریانی فرزند حسین، محمد بهرامی حسن‌آباد فرزند محمد و احسان حیدری فرزند علی‌اکبر دارد.

بیشتر بخوانید:

دانه‌درشت‌ها در پنجه عدالت

بر اساس آنچه «محمد آقامیری راد» نماینده دادستان تهران در نخستین جلسه محاکمه متهمان این پرونده و در قرائت کیفرخواست دادسرا اعلام کرده، متهمان ردیف اول و دوم این پرونده یعنی امیرحسین آزاد و حسین قریانی به افساد فی‌الارض از طریق اخلال در نظام اقتصادی با علم به موثر بودن اقدامات‌شان متهم شده‌اند و اتهام متهم ردیف سوم نیز معاونت در اخلال در نظام اقتصادی کشور است.

شعبه چهارم دادگاه ویژه رسیدگی به مفاسد اقتصادی به ریاست قاضی صلواتی، در هفت جلسه به اتهامات متهمان پرونده موسسات مالی رسیدگی و نهایتاً مبادرت به صدور رأی کرد. رأی دادگاه برای تایپ و غلط‌گیری ارسال شده و طی یک الی دو روز آینده اعلام عمومی می‌شود.

ادامه مطلب...

قطبی جانشین قلعه نویی می شود؟-باکس تم

چهار شنبه 22 می 2019 0 نظر - موضوع : اخبار

به گزارش مشرق، مهدی حاج باقر، مدیربرنامه‌های افشین قطبی در این خصوص گفت: قطبی فعلاً در مرخصی است و به پیشنهاداتش فکر می‌کند.

بیشتر بخوانید:

واکنش افشین قطبی به جدایی‌اش از فولاد +عکس

 

وی در واکنش به احتمال حضور افشین قطبی در سپاهان گفت: به هر حال وقتی یک مربی بزرگ و با کارنامه از تیمی جدا می‌‎شود، گمانه‌زنی‌ها درباره آینده او به اوج خود می‌رسد. من نمی‌توانم فعلاً صحبتی راجع به در این موارد انجام بدهد، اما فقط این را می‌گویم که قطبی روی پیشنهاداتش فکر می‌کند.
مدیربرنامه‌های افشین قطبی در پاسخ به این سوال که شایعاتی پیرامون مذاکره افشین قطبی و باشگاه تراکتورسازی وجود دارد، خاطرنشان کرد: تاکنون صحبت رسمی بین ما و مسئولان باشگاه تراکتورسازی انجام نشده است.

ادامه مطلب...

چه کالاهایی فروردین ماه به کشور وارد شد+جدول-باکس تم

چهار شنبه 22 می 2019 0 نظر - موضوع : اخبار

به گزارش مشرق، براساس جزئیات تجارت خارجی فروردین ماه ۹۸ وضعیت کالاهای وارداتی مشخص شد. بر طبق آمار برنج، ذرت دامی، کنجاله سویا، کره بسته بندی، قطعات منفصله خودرو به ترتیب بیشترین حجم واردات را به خود اختصاص داده است.

مجموع ۱۵ قلم کالای مندرج در جدول ۹۷۲ میلیون و ۴۴ هزار دلار واردات در این مدت داشته که نسبت به مدت سال قبل بیش از ۴۳ درصد افزایش دارد. اقلام عمده وارده شده مربوط به کالاهای اساسی برای تنظیم بازار و نهاده‌های دامی است.

بیشتر بخوانید:

پارچه عمامه هم وارداتی است!

طی این مدت نیز بالغ بر ۲ میلیارد و ۳۳۴ میلیون ۳۷۵ هزار دلار واردات به کشور انجام شد.

ادامه مطلب...

قرآن اولین بار به چه زبانی ترجمه شد؟-باکس تم

چهار شنبه 22 می 2019 0 نظر - موضوع : اخبار

به گزارش مشرق، برنامه «ضیافت» شب گذشته با حضور غلامعلی حداد عادل رئیس فرهنگستان زبان فارسی روی آنتن شبکه چهار سیما رفت.

بنا بر این گزارش، حداد عادل در این برنامه ضمن تبریک ماه مبارک رمضان و میلاد امام حسن مجتبی (ع) درباره ترجمه قرآن و پیوند آن با زبان فارسی و اینکه ترجمه قرآن به زبان فارسی چه ضرورتی دارد؟ گفت: ترجمه قرآن یک داستان طولانی دارد. از همان ابتدای نزول وحی و از زمان خود پیامبر گرامی اسلام کسانی بودند که زبانشان عربی نبود و مسلمان شدند و صحبت از این بود که حالا قرآن را چطور به آنها منتقل کنند؟ بارزترین چهره که باعث افتخار ایرانیان هم هست، سلمان فارسی بود که جزو کسانی است که در تاریخ ترجمه قرآن نامش وجود دارد. یک عده از ایرانیان مقیم یمن که زبانشان فارسی بود نزد سلمان آمدند و در این باره و اینکه نماز را باید عربی بخوانند و یا فارسی سوال کردند. این بحث‌ها از همان اول بوده است.

بیشتر بخوانید:

«ضیافت» با مشاور عالی مقام معظم رهبری

وی ادامه داد: پیامبر اکرم (ص) نیز نامه‌های خود را به قیصر روم و خسرو پرویز نوشته، به زبان خودشان نوشته و چیزی که تعجب آور است این است که یکسری از فقها و علمای دین ترجمه قرآن را جایز نمی‌دانستند و می‌گفتند که ترجمه قرآن حرام است و نباید آن را ترجمه کرد. شاید امروز این حرف تعجب آور باشد. وقتی این حرف‌ها را می‌شنوی اگرچه سطحی به نظر می‌رسد، یک اندیشه‌ای پشت آن بوده است. کسانی که مخالف ترجمه قرآن بودند، کسانی بودند که عربی بودن را ذاتی قرآن می‌دانستند که اگر عربی بودن از آن گرفته شود دیگر آن قرآن، قرآن نیست. این فشرده خیلی حرف‌هاست و می‌گفتند اگر شما جامه عربی را از تن قرآن بیرون آوردید، دیگر آن قرآن نیست.

وی با بیان اینکه البته یک بحث وجود دارد و آن این است که فصاحت و زیبایی‌های زبان عربی قرآن که شاید در ده‌جای آن بر این زیبایی تاکید شده، جزو اعجاز قرآن است، گفت: این حرف درست است که اگر ما قرآن را به زبان دیگر برگردانیم، اعجاز لفظی قرآن چه می‌شود؟ این بحث ادامه داشته است و مخالفان هم قائل بودند که مگر نه اینکه این دین و قرآن مخاطبش همه مردم هستند؟ در قرآن نیامده که دین اسلام مختص اعراب است و اگر ترجمه نشود مردم چطور با آن آشنا شوند؟ این مناقشه ادامه داشته و جنبه‌های فقهی و کلامی و زبان شناسی و … هم داشته است. برخی هم می‌گفتند دلیل ترجمه نشدن قرآن این است که زبان عربی بهترین زبانهاست. نکته مهم این است که این مناقشه در بین اهل سنت بوده است. در علمای شیعه کسی دیده نشده که قائل به عدم جواز ترجمه قرآن باشد.

وی افزود: این داستان و حصار در یک جا شکسته می‌شود. میانه قرن چهارم و در زمان حکومت امیر نوح ابن منصور سامانی یک ترجمه قرآن به دست داده می‌شود و مردم خراسان تقاضای ترجمه قرآن داشتند. نوح ابن منصور نامه‌ای می‌نویسد و از علمای خراسان که اهل سنت بودند سوال می‌کند. آنها اجازه می‌دهند و پس از آن یک عده‌ای جمع می‌شوند و اول بار قرآن به زبان فارسی ترجمه می‌شود که به تفسیر طبری معروف است. اما محققانی که در این زمینه کار کرده‌اند نظیر دکتر آذرتاش آذرنوش معتقدند که این ترجمه، ترجمه تفسیر طبری نیست و اسم آن را گذاشته‌اند ترجمه رسمی. این ترجمه در واقع ترجمه استاندارد به زبان امروزی بوده است.

رئیس فرهنگستان زبان فارسی گفت: اولین زبانی که قرآن به آن ترجمه شده است، زبان فارسی است و اگر ما می‌گوییم که زبان فارسی زبان دوم عالم اسلام است، این قرینه و دلیل دارد که یک جهت آن است. یک نکته دیگر این است که ترجمه قرآن کار آسانی نبوده و امروز هم نیست. زبان فارسی حدود ۵۰ سال قبل از اینکه فردوسی شاهنامه را بسراید، قرآن را ترجمه کرده است. یعنی زبان فارسی در سال ۳۵۰ آن قدر توانایی داشته که قبل از شاهنامه، خدانامه (قرآن) را به این زبان بیان کرده است. این تبدیل به یک گنجینه برای زبان فارسی شده است.

وی افزود: ظاهراً سلمان اولین کسی است که سوره حمد را به زبان فارسی ترجمه کرده است که مردم بدانند چه می‌خوانند. البته علما قائل به خواندن قرآن به زبان غیر عربی نیستند و هیچ مترجمی مدعی نیست که قرآنی که من ترجمه کرده‌ام، قرآن است و قرآن همانی است که به زبان عربی آمده است و به همین دلیل توصیه شده که ترجمه از قرآن جدا نباشد و در ایران هم همین طور است که ترجمه مستقل از عربی جدا منتشر نمی‌شود.

وی در پاسخ به این پرسش که فکر می‌کنید گره کار ترجمه‌های فارسی چه بوده است؟ و چطور به ترجمه‌های جدید رسیدید؟، اظهارداشت: مرحوم پدرم هر روز سر صبحانه قرآن می‌خواندند و من هم دانش آموز ابتدایی بودم که کنار ایشان می‌نشستم و با ایشان بحث می‌کردم که چرا ترجمه‌ها این شکلی است؟ اولین مترجم‌ها وسواس بسیاری داشته‌اند و مثلاً کلیله‌و دمنه نبوده که در آن دخل و تصرف بشود. آن مترجمان اولیه که قرآن را به فارسی برگردانند دقیق سعی می‌کردند که معادل هر کلمه‌ای را به فارسی پیدا کنند که مبادا ساخت و بافت قرآن از هم گسیخته شود و بنا بر این دغدغه آنها بیشتر این بود که معادل‌های دقیق فارسی پیدا کنند و اتفاقاً کار کارستانی هم کرده‌اند که ترجمه‌ای ابدی هم انجام داده‌اند اما از نظر ساختار زبان فارسی، آنها تابع ساختار زبان عربی بودند و این ترجمه معروف طبری الگو و سرمشقی برای همه مترجمان بعدی شد. تمام کسانی هم که بعداً خواستند قرآن را ترجمه کنند به روال قبل عمل کردند و کسی جرأت نمی‌کرد از این پارادایم عبور کند و همین موضوع حاکم بود. البته هرچه از زمان ترجمه رسمی دورتر شدند، لغات عربی رایج شده در فارسی را به جای کلمات عربی گذاشته‌اند و با لغات عربی آمیخته شده است. ابتدا ۹۰ درصد لغات ترجمه اولیه فارسی بوده اما به تدریج خود واژه‌های عربی در ترجمه آمده است و خلاف اینکه ترجمه واژه‌ها به سمت زبان عربی حرکت کرده، نحو و ساختار جملات به سمت فارسی آمده است که یک سیر تدریجی بوده است. تا هشتاد و نود سال پیش و دوران بعد از مشروطه این روال ادامه داشته تا اینکه زبان فارسی یک سادگی پیدا کرد و به سمتی پیش رفت که الگوی نویسندگی ساده شد.

دکتر حداد عادل با اشاره به این موضوع که این سیر مدتی در فضای روشنفکری و دانشگاه‌ها رواج پیدا کرد و کم کم به ترجمه قرآن رسید و اول کسی که به این سمت رفت و یک ترجمه روان به دور از حکومت نحو عربی در فارسی عرضه کرده، مرحوم الهی قمشه‌ای بوده است، عنوان داشت: ایشان را باید پدر همه مترجمان قرآن در دوران معاصر دانست. بعد از ایشان افراد دیگری هم بوده‌اند و ترجمه قرآن امروز به یک جریان تبدیل شده که با انقلاب اسلامی یک انقلاب در ترجمه قرآن اتفاق می‌افتد که کمی است و حداقل در این ۴۰ سال بعد از انقلاب، قرآن ۴۰ بار به فارسی ترجمه شده است و قرآن ترجمه‌اش در حال سوق یافتن به سمت زبان امروزی است.

وی درباره خلاءهای موجود در ترجمه‌های قرآن نیز اظهارداشت: مساله ما این است که بعد از انقلاب کشور به سمت اسلامی شدن رفته است، بنیان‌گذار انقلاب نیز یک عارف بزرگ و فقیه و مرجع تقلید بوده که در دوره ایشان قرآن هم عزیز و محترم شده و رسمیت بیشتری یافته و در قانون اساسی هم آمده است. الان هر جلسه رسمی که در کشور ما برگزار می‌شود که از سوی مومنین و متدینین است با قرآن آغاز می‌شود و مسابقات تلاوت و حفظ قرآن نیز رونق گرفته‌اند و قاریان و حافظان قرآن نیز بیشتر شده‌اند. اگر از من بپرسند که در ۳۳ سال قبل از انقلاب که از خدا عمر گرفته‌ای چند نفر را در جامعه دیده بودی و شناخته بودی که حافظ قرآن بوده باشند، می‌گویم که تعداد آنها از تعداد انگشتان یک دست تجاوز نمی‌کرد.

حدادعادل تاکید کرد: مسلمانانی که در صدر اسلام دنیا را گرفتند، از جنوب چین تا اندلس کمابیش حضور داشتند تا هند. من در یک مقاله‌ای تحت عنوان بحریه در دانشنامه جهان اسلام می‌خواندم که در سال ۹ هجری مسلمانان در مدیترانه کشتی جنگی داشته‌اند. این قوت، گسترش، تمدن، تحول و توسعه جز به برکت قرآن حاصل شده بود؟ این عرب‌های جاهل که مسلمان شده بودند و این سرزمین وسیع را اداره می‌کردند با فلسفه یونان آشنا بودند؟ حقایق قرآنی آنها را به این مسیر برده بود و این تحرک را ایجاد کرده بود. امروز قرآن زیاد خوانده می‌شود، خوب هم هست اما ما باید یک فکری برای فهمیدن قرآن کنیم.

وی درباره ترجمه قرآن در جامعه امروز ایران و دلایل ترجمه قرآن گفت: من ترجمه‌های بسیاری می‌دیدم که روان نبود. شاید مترجمان آن قدر علم و اطلاع تفسیری داشتند، نگران بودند که اگر توضیحی ندهند، برای قرآن کم گذاشته باشند. مانند الهی قمشه‌ای که توضیحات طولانی در دل ترجمه آورده است. این وسواس ترجمه‌ها را از ریخت انداخته است. اگر شما به محیط‌های دانشگاهی و اهل قلم آن را بخوانید، می‌گویند قرآنی که می‌گویند در نهایت فصاحت است، این است؟ مترجمان به قدری احتیاط کرده اند که جایی برای فصاحت نگذاشته‌اند. من اولین کسی نبودم که این نکته را فهمیدم. هم بعضی از مترجمان قبل از انقلاب و بعد از انقلاب با این نیت آمدند که تجربه‌ای شیرین و دقیق ارائه دهند و من هم یکی از آنها که برای تعیین میزان موفقیتم داوری با جامعه است. من مانند آرش کمانگیر که هرچه رمق داشت برای پرتاب تیر گذاشت، بنده هم با تمام بضاعتم در زبان فارسی و ذوق و سلیقه ای که داشتم ترجمه را انجام دادم که ۹ سال به طول انجامید. با این نیت که باسوادهای امروز، اگر متوجه قرآن عربی نشدندن، این ترجمه فارسی رام و ساده و خوش خوان باشد و هم من این بود و نمی‌دانم چقدر در این زمینه موفق بوده‌ام.

وی افزود: من از حدود سال ۷۲ از خدواند خواستم که اگر در یک محفل رسمی ترجمه‌ام خوانده شد، نگویند این چه زبان فارسی است؟ هنوز ویرایش ترجمه قرآن تمام نشده بود که رئیس مجلس شدم، اعلام کردم که پس از تلاوت قرآن در ابتدای جلسات ترجمه آن هم خوانده شود و این سنت هنوز هم ادامه دارد. من نیتم این بود که مجلس با جایگاه رفیعش این کار را بکند، جاهای دیگر هم از آن الگوبرداری کنند. آرزویم این است و از خداوند خواسته ام که ترجمه‌خوانی در ایران سنت بشود و مردم عادت کنند که ترجمه قرآن هم بخوانند.

وی درباره نقش رسانه ملی در زمینه پاسداشت زبان فارسی معیار نیز توضیح داد: کار خوبی که تلویزیون انجام می‌دهد این است که ترجمه را به صورت زیرنویس می‌آورند و یا آن را می‌خوانند. سحرها نیز در صحن امام رضا (ع) ترجمه را می‌آورند که خیلی خوب است. صداوسیما از من خواست که قرآن ترجمه کرده‌ام را در ۶۰۴ صفحه را بخوانم با آن آهنگی که خودم می‌خوانم، بخوانم و از رادیو فرهنگ و شبکه افق با صدای خودم پخش می‌شود.

دکتر حدادعادل در پایان گفت: امیدوارم با خواندن قرآن فهم قرآن نیز بیشتر شود و تا قرآن فهمیده نشود، مسلمانی در سطح باقی خواهد ماند و راحت هم از بین می‌رود. من همیشه به دانش آموزان دبیرستان که به آنها درس می‌دهم، توصیه می‌کنم همان طور که شهید مطهری هر شب قبل از خواب یک حزب قرآن می‌خوانده و تأمل می‌کرده، شما هم هر شب یک صفحه بخوانید و دنبال کنید. بهترین تمرین برای زبان عربی، دنبال کردن آن در قرآن است و خیلی هم خوب در حافظه باقی می‌ماند.

ادامه مطلب...